آخرین اخبار
گزارش
آبروی محله شهید حشمت اله امینی(فرمانده مقر صاحب الزمان (عج) شیراز)
به همت پایگاه شهید حشمت اله امینی حوزه 3 امام حسین (ع) برگزار شد:
boletآبروی محله شهید حشمت اله امینی(فرمانده مقر صاحب الزمان (عج) شیراز)
انتخاب ساسان یگانه به عنوان عضو هیئت رئیسه شورای هماهنگی شهرستان شیراز
در انتخابات اعضاء هیئت رئیسه شورای هماهنگی روابط عمومی های دستگاه های اجرائی شهرستان شیراز صورت گرفت:
boletانتخاب ساسان یگانه به عنوان عضو هیئت رئیسه شورای هماهنگی شهرستان شیراز
جشنــواره برتــرین هـــای شجره طیــبه صـــالحین
برای اولین بار در شهرستان شیراز به همت حوزه3 امام حسین(ع):
boletجشنــواره برتــرین هـــای شجره طیــبه صـــالحین
کد خبر: ۱۱۴۷۳۲
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۹
پایگاه رسانه ای شهید رهبر؛
خلاصه ای از زندگینامه اسوه برجسته عرصه رسانه، خبرنگار شهید غلامرضا رهبر نخستین گزارشگر شهید صدا و سیما کاری از پایگاه رسانه ای شهید رهبر و معاونت فضای مجازی سپاه بقیه الله(عج) شیراز.
پایگاه رسانه ای شهید رهبر . معاونت فضای مجازی سپاه بقیه الله(عج) شیراز کلیپی کوتاه از زندگینامه و گزارشگری شهید غلامرضا رهبر همراه با خلاصه ای از زندگینامه بمناسبت سالروز شهادت این شهید منتشر کرد که به شرح زیر می باشد:



شهید « غلامرضا رهبر » در سال ۱۳۳۶ در آبادان متولد شد . در تهران درس خواند و با آغاز نهضت امام خمینی (ره) ، مجاهدت های خود را در راه انقلاب آغاز کرد و پس از پیروزی انقلاب نیز با نهادهای مختلف انقلابی همکاری داشت . شهید غلامرضا از سال ۱۳۵۸ فعالیت خود را در صدا و سیمای مركز آبادان و رادیو نفت آغاز كرد و در سمت « مدیر خبر» رادیو آبادان و نماینده صدا و سیما در قرارگاه خاتم الانبیأ (ص) در مناطق عملیاتی جنوب و غرب كشور شروع به انعكاس پیروزهای رزمندگان اسلام کرد . در دوران جنگ تحمیلی ، با حضور در جبهه های جنگ و زیر بارش توپ و خمپاره ، کار خود را به خوبی انجام داد و ایثارگری رزمندگان را می نگاشت . صدای عجیبی داشت . همیشه هم در گزارش هایش آیه ای از قرآن می خواند . روایت های او از سالهای دفاع ، حضور او در خط مقدم ، با میکروفنی که همیشه در دست داشت ، موجب بلوغ و رشد سبک و تفکری به نام "خون نگاران" شد ؛ وقتی هم شهید شد ، خون نوشته های بسیاری از او به جای ماند . شهید " غلامرضا رهبر " نخستین گزارشگر شهید صدا و سیما است كه در ۲۱ دی ماه سال ۱۳۶۵ در عملیات شلمچه به شهادت رسید . "فرهاد رهبر"، برادر شهید غلامرضا رهبر كه در زمان جنگ به عنوان عكاس همدوش برادر در جبهه شركت داشته در بیان خاطراتش می گوید : « شهید غلامرضا در سال ۱۳۳۶ مصادف با روز تولد حضرت رضا (ع) در آبادان به دنیا آمد . از همان كودكی علاقه خاصی نسبت به گویندگی داشت. در همان كودكی برای اولین بار "برنامه كودك" رادیو نفت آبادان را اجرا كرد . در آن موقع پدر ما به عنوان خبرنگار سیار «اطلاعات » در استان خوزستان بود و چندین سال گویندگی برنامه های رادیو و تلویزیون آبادان را برعهده داشت، اما غلامرضا جدا از این موقعیت خود استعداد خاصی در زمینه گویندگی و خبر داشت به طوری كه در مسابقات گویندگی آموزشگاه های خوزستان در سال پنجم دبیرستان مقام اول را برای دومین سال به دست آورد و به عنوان گوینده برتر استان شناخته شد . بعد از پایان تحصیلات به خدمت سربازی اعزام شد و در دوران سربازی ضمن مطالعات متعدد اقدام به نشر افكار خود در پادگان كرد و به همین علت چندین بار توبیخ شد و در جریان پیروزی انقلاب به همراه عده ای از دوستان بنا به دستور امام (ره) پادگان را ترك كرد و به مردم پیوست . هر وقت به «غلامرضا» می گفتم كه آیا خسته نشده ای؟ شش سال است كه در جبهه هستی! می گفت: "تا زمانی كه در ایران جنگ هست از آبادان قدمی به عقب نمی گذارم." اهل خدا بود و همیشه می گفت فقط خدا را عبادت كنید و فقط او را بپرستید، مبادا نمازتان ترك شود. فرهاد خاطره ای از دوران كودكی خود با شهید غلامرضا را چنین بین می کند : "در زمان بچگی یك دوچرخه داشتم كه به آن خیلی علاقه داشتم ؛ یك روز دیدم دوچرخه ام نیست ، گفتم كسی آمده و دوچرخه ام را دزدیده است . غلامرضا گفت : ناراحت نباش، دوچرخه ات را دادم به كسی كه نیاز داشت . او مرا قانع كرد كه كار خوبی انجام داده است " . فرهاد ازدواج شهید رهبر می گوید : " غلامرضا همیشه می گفت تا زمانی كه به حج نروم ازدواج نمی كنم . سال ۶۰ زمانی كه از مكه با موهای تراشیده برگشت خودش به خواستـگاری رفت و از خانواده ای مذهبی و متدیـن همسـر خود را انتخاب كرد . به او گفتیم صبر كن تا موهـایت درآید ، می گفت فرقـی نمی كند " . از خاطراتش با رهبر در جبهه نیز چنین می گوید : "یك روز با غلامرضا به خط مقدم جبهه رفته بودیم ؛ بیش از چهار یا پنج بار دیدم كه پای غلامرضا روی مین های مختلف رفت ، ولی عمل نكرد. ترسیدم ، گفتم : غلامرضا مواظب باش! خندید و گفت : فرهاد ، تركش به نام می آید ، مثلاً روی یك تركش نوشته غلامرضا رهبر ، یا فرهاد رهبر ، اگر بخواهیم شهید بشویم خدا خودش می داند . با وجود اینكه غلامرضا بارها مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و زخمی شد، اما هیچ زخمی نتوانست او را از جبهه دور كند . درست ۲۱ دی ماه سال ۶۵، ساعت هشت صبح ، وقتی كه به اهواز رسیدم از صداوسیمای مركز اهواز با من تماس گرفتند كه غلامرضا، در شلمچه در عملیات كربلای پنج كنار دریاچه ماهی تركش خورده است. به شلمچه رفتم و در آنجا به دنبال برادرم گشتم ولی اثری از جنازه او نبود. یكی می گفت چون خبرنگار معروفی بوده به انگلستان برده شده ؛ دیگری می گفت او را به مرز عراق بردند و خلاصه هر كس چیزی می گفت؛ یك سال و نیم به دنبال جنازه برادرم گشتم ، كل بیمارستان های ایران، جای جای ایران را گشتم ولی نتوانستم آن را پیدا كنم . بعد از شهادت برادرم ، خدمت حضرت امام خمینی (ره ) رسیدیم و امام ما را دلداری دادند و از برادرم تقدیر كردند . حتی در مراسمی كه با حضرت آیت الله خامنه ای ( رهبر معظم انقلاب ) دیدار داشتیم ، ایشان به خانواده ما نشان افتخار اهدا كردند . *** از شهید رهبر دست نوشته ای خواندنی به جا مانده که در آن چنین نوشته است : "ما پیروان نسل زینبیم ، غیرت زینب (ع) در رگ های ماست و قدرت حسینی در دست هایمان ، قلبمان از علی(ع) است ، خلقمان از محمد(ص) و زبان ما از فاطمه(س) . این قلم ها امانتند و روزی بابت این امانت از ما سوال خواهند كرد " . *** در بخشی از وصیتنامه شهید رهبر هم چنین آمده است : " دنیای آبادان با دنیای خارج از آن تفاوت دارد . آبادان برای ما دنیای معنویات و الهیات و این جنگ برای ما کلاس درس است . این راه الهی است که خود انتخاب کرده ام و از خدا می خواهم که اگر کشته شدم و یا زخمی گشتم فقط به خاطر او و در راه او بوده باشد . خدا را فراموش نکنید ، نماز ، عبادت ، تقوا را پیشه راه خود کنید . کمی به درون خود بنگریم و از زندگی پست مادی و لنجنزار و غرب گرایی بیرون آییم و ببینیم آنچه را که اسلام حکم کرده چقدر به نفع ماست و بنگریم که ما چقدر در اشتباهیم و متوجه نیستیم . وصیتنامه های شهیدان را بخوانیم و به خود بیائیم و درس زندگی را از علی(ع) و درس شهادت را از حسین(ع) بیاموزیم " .
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: