کد خبر: ۵۴۵۴۵
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۳
شهید حاج هدایت اله مصلحیان
همزمان با راه اندازي جهاد سازندگي شهرستان بود كه به عضويت شوراي مركزي درآمد مدتها در مناطق محروم استان هرمزگان فعاليت كرد و بعدا به خاطر چهره ي خدمتگزاري ايشان مسئولين شهر او را به عنوان شهردار برگزيدند خدمت صادقانه ،مردم داري ،وامانت داري وي زبانزد خاص و عام بود
در تمام بزرگ راه هاي جهان تنها يك جاده گمنام وجود دارد كه مسير اين جاده از قلب انسانهاي عاشق مي گذرد نام اين جاده سيد الشهدا است 
جاده اي كه با پر كردن دهان هور او را بر سر عقل  آورد و اين جاده را متبرك کردهمه كس راز ابن جاده را نمي دانند چه سرها و دستها و بدنهايي به پاي اين جاده داده شده سرهايي كه با باده عقل خويشتن خويش را به پاي اين جاده فدا كرده اند و توانستند راز اين جاده را تبرك نمايند يكي از عاشقانی  كه سر را به اين جاده سپرده شهيد حاج هدايت الله مصلحيان بود تبرك راز اين جاده را او فاش كرد او مي گفت اولين راننده ي كامپرسي كه خاكش را هديه هور كرد تا مسح پيشاني مجنون 72روز طول مي كشيد 250 كامپرسي مثل دانه هاي تسبيح رفتند و آمدند تا تصويري به طول 14 كيلومتر را بر بوم خيس هور ترسيم كند وقتي كه آخرين راننده ،دلاور جاده را به مجنون دوخت.

ساعت 12 ظهر روز سوم شعبان بود و اولين راز بزرگ جاده ي سيد الشهدا است: 72 روز، 14 كيلومتر، اذان ظهر، سوم شعبان، حاج هدابت الله مصلحيان مي گفت هنوز هم هيچ كس نمي داند نام اين جاده را چه كسي انتخاب كرد او مي گفت تا وقتي كه توسط دهانهاي بزرگ غيبت و زبانهاي تهمت تحليل سياسي مي شوند تا وقتي كه شكلك رابطه از پشت ميزهاي ريز و درشت لياقت را مسخره مي كنند و تا وقتي كه اين حرفها در كارنامه هاي روزمرگي به طاق نيسان دوخته مي شود جنگ از پشت يكسري از كلمات و واژه ها در رأس امور قرار مي گيرد.
 او همواره در جهاني سير مي كرد كه ملكوت تمام وجودش را فرا گرفته بود دروازه ي دلش را بر كوي تملق گويان و تهمت زنان را باز نمي كرد بي ريا بود و بي آلايش سرزمبن ملكوتي اش را دوست مي داشت و به آن افتخار مي ورزيد او در سال 1331 در خانواده اي مذهبي پا به عرصه ي وجود گذاشت 7 ساله بود كه از نعمت پدر محروم گشت در دوران كودكي و طفوليت با رنج و مشقت زندگي مي كرد در اوج جواني فعاليتهاي سياسي خود را بر عليه نظام ستم شاهي شروع كرد او يكي از اعضاي فعال راه اندازي و تظاهرات خياباني بر عليه رژيم شاه بود پس از انقلاب در سال 58 مردم شهر او را به عنوان نماينده ي خود در شورا پذيرفتند.

همزمان با راه اندازي جهاد سازندگي شهرستان بود كه به عضويت شوراي مركزي درآمد مدتها در مناطق محروم استان هرمزگان فعاليت كرد و بعدا به خاطر چهره ي خدمتگزاري ايشان مسئولين  شهر او را به عنوان شهردار برگزيدند خدمت صادقانه ،مردم داري ،وامانت داري وي زبانزد خاص و عام بود هيچ گاه دل كساني را نيازرد بلكه همواره درصدد برآوردن دلهاي ديگران بود شور و شوق خدمت در نهانش هويدبودتا اينكه در پاسخ به نداي امام خميني جهت ياري رساندن به رزمندگان اسلام راهي جبهه هاي جنگ شد او با اينكه داراي زن و 4 فرزند صغير بود همه را رها كرد و به ياري رزمندگان اسلام به جبهه آمد خدمت صادقانه وي در جبهه هاي مريوان،فاو،و حلبچه بر كسي پوشيده نيست زمينه ي فعاليتهاي شهيد مصلحيان به حدي بود كه او را به عنوان فرمانده ي تبپ انصار استان فارس پذيرفتند حضورش در عملياتهاي قادر ،والفجر 8و9،كربلاي4و5،باعث ثمراتي شد كه رزمندگان بتوانند به پيشروي خود ادامه دهند او هدايت گري بود كه توانست با هدايت خويش  طلايه دار پشتيباني و مهندسي-رزمي جبهه هاي جنگ در طول دفاع مقدس شود و با تلاش و كوشش خويش و همرزمانش درتيپ انصار منشأ خدمات ارزشمندي شود كه سلحشوران ميهن اسلامي بتوانند بوسيله اين خدمات راه كربلا را نزديكتر كنند  او بازسازي را از جسم و روح خود شروع كرد او زمينه مبارزه با جنگ درون خويش را  كه همان جهاد اكبر باشد شروع كرد و به همين خاطر توانست بازسازي جبهه ها را به خوبي انجام دهد نماز اول وقت ،روزه هاي پي در پي،مداحي و راه اندازي دسته هاي سينه زني از خصوصيات  بارز اين شهيد بود كه توانست با رازهاي شبانه اش روح خود را صيقل دهد همين امر باعث شد تا در عرصه جهاد و پيكار در 8 سال دفاع مقدس در سرزمين انقلاب اسلامي با حضور پياپي و هميشگي سنگر سازان بي سنگر تيپ انصار استان فارس پرچم افتخاري را بر فراز قله  سازندگي به اهتزاز در آورد به حق حضرت امام (ره) در تاييد اين ادعا  فرمودند نقش جهاد سازندگی كمتر از نيروهاي نظامي نبود. نقش فعال و ارزنده ي ابثارگران و جهاد گران مخلص و سنگر سازان بي سنگر كه طلايه دار پشتيباني و مهندسي-رزمي قرارگاههاي عملياتي و پشتيباني با ساماندهي دولت و تجهيزات و ماشين آلات مهندسي-رزمي همه با درايت و دلسوزي اين ايثارگر بي مدعا بود .شهيد حاج مصلحيان با آن اخلاص و از خود گذشتگي سرانجام با ارسال دعوتنامه از سوي پروردگارش سر تعظيم فرود آورد و مشتاقانه در عمليات والفجر 10 در منطقه حلبچه به علت بمباران شيميايي و سر انجام در12 فرودین ماه سال 1367 به مهماني پروردگارش رفت او رفت اما خاطرات او هميشه جاويد است پروازي كه بر آن سوي  دلها نمود سرانخام بر دل عاشقان نشست و ياد و نامش براي هميشه زنده خواهد ماند.
نام:
ایمیل:
* نظر: